تبليغاتX
New Page 1
  نشریه ی کـــــار

ارگان سازمان فدائیان (اقلیت)

آرشیو نشریه کــار

بازگشت به صفحه ی اصلی

کتابخانه و انتشارات سازمان
نشریه کار - نپال: شاه رفت، زنده باد توده‌ها

نشریه کار

مقالات نشریه کار ( ارگان رسمی سازمان فدائیان « اقلیت » ) مطالب نشريات قديمی تر در نوشته های پيشين

با برگزاری انتخابات مجلس موسسان در اواخر فروردین گذشته، جنبش ضد سلطنت توده های مردم نپال وارد مرحله نوینی شد. ازمیان صد ها نفر نامزد نمایندگی، ۵۶۴ نفر به این مجلس راه یافتند. مجلس موسسان در نخستین اجلاس خود، که اوایل ماه خرداد برگزار شد، به کار رژیم ٢۴٠ ساله سلطنت پایان بخشید و "جمهوری فدرال نپال" را تاسیس نمود.

کشورکوچک و کوهستانی نپال، واقع در دامنه ی جنوبی رشته کوههای هیمالیا، محل سکونت بیش از۴٠ گروه قومی است. علاوه بر زبان رسمی، مردم این کشور به ٣۷ زبان مختلف صحبت می کنند. نزدیک به ٨٠ درصد جمیعت نپال در روستا ها به سر می برند. تولید کشاورزی ۷۶ درصد نیروی کار این کشور را به خود اختصاص داده و کارگران، که اغلب در صنایع تبدیلی مواد خام کشاورزی اشتغال دارند، نزدیک به ٢٢ درصد نیروی کار را تشکیل می دهند. نپال یکی از فقیرترین کشورهای جهان است که نیمی از جمیعت آن روزانه حدود دو دلار درآمد داشته و درصد بیکاری، به گفته آمارهای رسمی، نزدیک به ۵٠ درصد نیروی فعال این کشوراست. خود ویژگی جغرافیای سیاسی نپال و قرارگیری آن در میان دو قدرت بزرگ منطقه جنوب آسیا، چین در شمال و هند از شرق، جنوب و غرب، بی تردید یکی از دلایل اصلی دیرپائی رژیم کهنه سلطنت در این کشور بوده است. رقابت میان قدرت های بزرگ منطقه ای و جهانی، موجب شد که این کشورهیچگاه به مستمعره بدل نشده و مناسبات عقب مانده فئودالی و رژیم مطلقه سلطنت بتواند حاکمیت خود را در نپال نیمه مستعمره، و به دور از تهدید جنبش های رهائی بخش ملی، تا به امروز به حیات خود ادامه دهد. مذهب هندو، نظام ارتجاعی و نژادپرستانه کاست و ناسیونالیسم نپالی، ارکان ایدئولوژیک و سیاسی یکی از آخرین رژیم های مطلقه سلطنتی بود که گروههای مختلف قومی و نژادی را به انقیاد کشیده و میلیونها تن دهقان بی زمین را در شرایط نیمه بردگی زیر یوغ فئودالها نگه می داشت. اکثریت عظیم جمیعت دهقانی این کشورتاثیر آشکاری بر روی بافت احزاب و دسته بندی های سیاسی داشته است. در دوران جنگ سرد، تعداد احزاب اپوزیسیون، که نام کمونیست را بر خود نهاده بودند، به ١۵ می رسید. تفوق اقشار میانی درصفوف احزاب اپوزیسیون، بویژه احزاب متعدد کمونیست، با خود رشته بی پایانی از اختلاف، تفرقه، انشعاب و سکتاریسم را به دنبال داشته است. جنبش بیداری و تشدید فعالیت گروههای مختلف وابسته به اقلیت های قومی و نژادی نپال، به‌ویژه در سال های پس از خاتمه جنگ سرد، منشاء پیدایش و رشد گرایشات ناسیونالیستی در میان این احزاب، بوده است.

با خاتمه جنگ سرد، جنبش بیداری و آگاهی توده ها برای تحقق آزادی و دموکراسی اوج تازه ائی گرفت و رشد روزافزون رادیکالیسم، قطب بندی طبقاتی را درجامعه تشدید نمود. از یکسو، احزابی که تا دیروز، درمیان صفوف اپوزیسیون و وزرای کابینه دولت در نوسان بودند، هر چه بیشتربه خدمت تحقق اهداف رژیم سلطنت و طبقات دارا درآمدند و از سوی دیگر، جریانات چپ و انقلابی نیز راه گسترش سازماندهی و تعمیق مبارزات اوج یابنده توده ها را در پیش گرفتند.

در این اوضاع نظام کهنه فئودالی و حکومت حامی آن، رژیم شاه، که پس از سرکوب جنبش نوپای دموکراسی خواهی در اواخر سال های ١٩۵٠، تمام احزاب سیاسی را تعطیل کرده و به بهانه حفظ نظم و آرامش و دفاع از تمامیت ارضی نپال، حکومت مطلقه خود را برقرار نموده بود، اولین آماج جنبش توده ها برای رهائی و دموکراسی بود. نخستین امواج انقلاب در سالهای آغازین دهه ١٩٩٠، احزاب سیاسی را دوباره به صحنه آورد و شاه وعده برپائی انتخابات آزاد پارلمان را داد. در این شرایط، احزاب بورژوائی و رفرمیست، با هدف به سازش کشاندن جنبش توده ای و نجات سلطنت، در راس جنبش نارضایتی توده ها قرار گرفتند. هدف این احزاب تبدیل استبداد مطلقه سلطنت به مشروطه سلطنتی بود. بر خلاف تصور این جریانات، رادیکالیسم تعمیق یابنده جنبش ضد سلطنت، دیگر جائی برای مماشات نگذاشته بود. پس از چند سال کشمکش، مشخص بود که با وجود رژیم سلطنت و دستگاه فاسد دولتی، هیچ امیدی به تغییر اوضاع و تحقق مطالبات بورژوا- دموکراتیک جنبش توده ای نیست. آغازجنگ مسلحانه حزب کمونیست نپال (مائوئیست) درفوریه سال ١٩٩۶ نیز انعکاسی از این وضعیت و آشتی ناپذیری جنبش ضد فئودالی و دموکراسی خواهی توده های مردم بود. پس ازمدت کوتاهی ، مناطق وسیعی از خاک این کشور تحت کنترل نیروهای مسلح این حزب درآمد و ارتش سلطنتی نپال حملات خود علیه مردم بی دفاع شهر و روستا را شدت بخشید. پس از واقعه ١١ سپتامبر ٢٠٠١، شاه نپال، با کمک های مالی و تسلیحاتی دولت های آمریکا و هند و به بهانه مبارزه با تروریسم، جنگ خود علیه توده های مردم را تشدید نمود. آخرین تلاش شاه برای درهم شکستن مبارزات اوج یابنده توده ها انحلال پارلمان در سال ٢٠٠٢ و برقراری وضعیت فوق العاده در سال ٢٠٠۵ بود.

دومین موج جنبش ضد سلطنت و دموکراسی خواهی، پاسخ توده ها به اقدامات سرکوبگرانه شاه بود. اعتصاب نامحدود آوریل ٢٠٠۶ نقطه اوج اعتراض مردم علیه رژیم سلطنت بود. ١٨ روز مبارزه بی وقفه دهها هزار جوان، دانشجو، معلم، دهقان و کارگر علیه سربازان ارتش و نقطه پایانی رژیم سلطنت شد. سرانجام در وحشت از انقلاب توده ها، و زمانی که دیوارهای کاخ سلطنت در کاتماندو می رفت که با مشت های گره کرده و فریاد خشم و نفرت توده ها در هم فرو ریزد، "صدای انقلاب" به گوش شاه نیز رسید و وی آمادگی خود برای کناره گیری از سلطنت را اعلام نمود. احزاب سازشکاری که تا دیروز می خواستند سلطنت مطلقه شاه را به یک سلطنت مشروطه تغییرداده و این را به جای پیروزی جنبش به توده های مردم جا بزنند، اکنون به یکباره "دموکرات" شده و ضمن مخالفت با شاه و برای حفظ چارچوب مناسبات موجود از گزند انقلاب توده ها، به فوریت دست به کار تغییر رژیم سیاسی از سلطنت مطلقه به یک "جمهوری فدرال" شدند. سرانجام پس از دو سال کشمکش، مذاکره و بند و بست سیاسی میان یکرشته احزاب سیاسی، مجلس موسسان در نخستین گرد هم آئی خود در اواخر ماه می، پایان نظام پادشاهی را اعلام نمود.

مبارزات آشتی ناپذیرتوده های مردم برای تحقق مطالبات معوقه بورژوا- دموکراتیک سرانجام با برکناری رژیم سلطنت مطلقه، این مانع مقدم تحقق هر گونه تحول دموکراتیک، و خاتمه مناسبات ظالمانه فئودالی به پیروزی رسید. آنچه که از اوایل سال های ١٩٠٠ نپال شاهد آن بود، چیز دیگری جزتحقق بلوک طبقاتی کارگران، دهقانان و رادیکال ترین اقشارمیانی جامعه علیه نظام فئودالی و رژیم مطلقه سلطنتی حامی آن، نبود. این بلوک طبقاتی، طی یک جنبش قدرتمند و سازش ناپذیر، تمام راه حل های سازشکارانه را، که هدف آنها حفظ نظام سلطنت بود، قاطعانه کنار زده و حذف رژیم فئودالی و سلطنت مطلقه را نخستین گام در راه رهائی پیروزی انقلاب بورژوا- دموکراتیک مردم نپال اعلام نمود. این جنبش، برای تحقق اهداف خود، ضمن افشاء بی امان سازشکاری و ناپیگیری جریانات وابسته به بورژوازی و اقشار میانی اصلاح طلب، آنان را وادار نمود، که بر خلاف میل باطنی خود، به جنبش ضد سلطنتی توده ها بپیوندند. با حذف رژیم سلطنت، مسئله ارضی به سود دهقانان زحمتکش حل شد ، میلیونها نفر از یوغ سرکوب شووینیستی این رژیم رهایی یافتند، فعالیت احزاب و تشکل های توده ائی آزاد شده، تمامی زندانیان سیاسی آزاد شدند و اقشار مختلف جامعه، بویژه زنان و ملل تحت ستم، مبارزات خود را برای ازادی تشدید نمودند.

با تحقق مطالبات بورژوا – دموکراتیک ،جنبش دموکراسی خواهی توده های مردم نپال، که نخستین جوانه های آن حدود ۷٠ سال پیش زده شد، گام بزرگی را به پیش برداشت. اکنون با حذف کلیه حشو و زوائد قرون وسطائی حاکمیت سیاسی و استقرار یک جمهوری فدرال، کارگران و زحمتکشان نپال با روشنی بیشتری دشمن طبقاتی خود را دیده و علیه آن دست به مبارزه خواهند زد. آنها به وضوح خواهند دید که معنای عملی تحقق مطالبات بورژوا - دموکراتیک، نه تضعیف و تعطیل مبارزه طبقات، بلکه تشدید و تقویت آن در شرایط جدید است. شاه با جنبش توده ها رفت و رژیم سلطنت به گورستان تاریخ سپرده شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 3:36  توسط هواداران سازمان فدائیان (اقلیت) 

http://www.blogfa.com/photo/p/pishgaame-shoraa.jpg

هواداران سازمان فدائيان ( اقليت )

havadaran_fadaian_minority@yahoo.com

http://files.myopera.com/pishgaam/albums/419556/arm.jpg

آرشيو نشريه کــار

کتابخانه و انتشارات

‌ اطلاعيه‌ها و بيانيه‌های سازمان ‌

ايران در هفته‌ای که گذشت ‌

آلبوم عکس شهدای راه آزادی و سوسياليسم ( عکسهای کمياب )

انتشارات هواداران سازمان

فرهنگی و هنری

اخبار و تفسيرهای خبری‌

ترانه سرود